تبليغاتX
عشق همیشگی من




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



::..:..::



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





شعر وعکس

عشق

[+] نوشته شده توسط دنیز در 9:33 | |






محبت پیش اوست

و زمانه دیگر آن گردون گذشته نیست

که هر جا بگردی گوهر محبت بینی

به هر دری رو کردم مر ا شکستند

مر ا به سوال کشیدند که چرا محبت می خواهی

به هر کو که روان می شوم

 می گویند محبت سالهاست که رفته از اینجا رفته

محبت سالهاست که مرده

به هر که گویم محبت چیست گویند از دیگری بپرس من ندانم

و کسی مرا پیش گلها می فرستد

تا از آنها بوی محبت بگیرم

ولی تا کی به بویی خوش دل بندم ؟

من نادانم که در سرای ظلمت دنبال چراغ محبت می گردم

خدا روزگاری سرای ادم بهشت بود

پیش تو بود محبت از تو می خواست

و آدم به زمین سقوط کرد

قدر خدا ندانست

و من زاده ی آدم محکوم شدم که از مرداب محبت صید کنم

یا که در شهر ظلم دنبال خرابه محبت  بگردم

 خرابه محبت کجاست؟

ساکنش کیست ؟

مرا لایق محبت خواهد دانست

مرا خواهد پذیرفت؟

کاش ساکن خرابه ی محبت زیر آوار نمرده باشد

خدایا از هر که می پرسم مرا سوی او می فرستد

او کیست ؟

ای او بیا مرا سیراب از محبت کن

 


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:31 | |






خدایا من چطوری به اون بگم دوستت دارم ؟

خدایا چرا من از دست اون عذاب می کشم ؟

                       خدایا من چطوری به اون بگم دوستت دارم ؟

  خدایا من عاشقشم ولی او از من خبر ندارد...

                     خدایا یه راهی به من نشان بده ....

   خدایا افتاده ام در این میدان عشق می سوزم ولی او خبرندارد...

                  خدایا ....

                         خدایا.....

                              خدایا.....


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:23 | |






تصمیم فرشته

فرشته تصمیمش را گرفته بود.
پیش خدا رفت و گفت:

"خدایا...می خواهم زمین را از نزدیك ببینم

اجازه می خواهم و مهلتی كوتاه.
دلم بی تاب تجربه ای زمینی است."
خداوند درخواست فرشته را پذیرفت...
فرشته گفت:

"تا بازگردم...بال هایم را اینجا می سپارم.
این بال ها در زمین چندان به كار من نمی ایند."
خداوند بال های فرشته را
بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت:

"بال هایت را به امانت نگاه می دارم

...اما بترس كه زمین اسیرت نكند...
زیرا خاك زمینم دامنگیر است..."
فرشته گفت:

"باز می گردم...حتما باز می گردم.
این قولی است كه
فرشته ای به خداوند می دهد."
فرشته به زمین آمد و
از دیدن آن همه فرشته ی بی بال تعجب كرد.
او هركه را كه می دید...به یاد می اورد.

..زیرا او را قبلا در بهشت دیده بود.
اما نمی فهمید چرا این
فرشته ها برای پس گرفتن بال هایشان به بهشت باز نمی گردند؟
روزها گذشت...و
با گذشت هر روز فرشته چیزی از یاد برد...
و روزی رسید كه

فرشته دیگر
چیزی از ان گذشته ی دور و زیبا به یاد نمی آورد...
نه بالش را نه قولش را...
فرشته فراموش كرد......
فرشته در زمین ماند
......
فرشته هرگز به بهشت بر نگشت...
هرگز

[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:20 | |






دوست دارم

توهم دوسم داري

    


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:18 | |






عکس


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:17 | |






محبت چيست؟؟

             ازگل پرسيدم محبت چيست؟؟

                

         گفت: ازمن زيباتراست

                  

        از آفتاب پرسيدم محبت چیست؟؟

                       

          گفت: ازمن سوزانتراست

                             

     ازشمع پرسيدم محبت چيست؟؟

                               

      گفت: ازمن عاشقتراست

               

 ازخوده محبت پرسيدم محبت چیست ؟؟

                          

     گفت: تنهايک نگاه است

 

به خدا دوستت درام

 


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:11 | |






سخن بزرگان

یک پرنده کوچک که زیر برگ نغمه سرایی میکند برای اثبات خدا کافی است

(( ویکتور هوگو) )

 آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند.

 ((مونتسکیو))

با شوهر خود نيز مثل‌ یک كتاب‌ رفتار كنيد ،

 (( سونی‌ اسمارت ))

برای‌ فرد سالم ، دوست‌ داشتن‌ عيب‌های‌ ديگری‌ بزرگترين‌ دليل‌ عشق‌ است .

 (( کريستوفر فرانک ))

زن زشت در دنيا وجود ندارد ، فقط برخی از زنان هستند که نمی توانند خود را زيبا جلوه دهند .

 (( برنارد شاو ))

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.

 ((ویلیام شکسپیر))

با قدرت حقیقت بر تمام جهان فایق خواهم شد .

(( فاوست ))

بقیه متن رادر ادامه مطلب حتما ببینید


ادامــه مــطــلــب

[+] نوشته شده توسط دنیز در 9:28 | |






دکتر شریعتی

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:13 | |






جشن عروسی

۲۹ آبان

روز جشن عروسیم مبارکباد


[+] نوشته شده توسط دنیز در 10:11 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall